السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1173

تعليقات نقض ( فارسى )

و صادرهم بمائتي ألف دينار و أقام بها الى النصف من ربيع الأوّل ، فورد اليه الأمير برسق بن برسق من عند السلطان بركيارق فوقع القتال بينهم على باب الريّ فانهزم ينال و أخوه علي ؛ فأمّا علي فعاد الى ولايته قزوين و سلك ينال الجبال فقتل من أصحابه كثير و تشتّتوا فأتى الى بغداد في سبعمائة رجل فأكرمه الخليفة فاجتمع هو و ايلغازى و سقمان ابنا ارتق بمشهد أبي حنيفة و تحالفوا على مناصحة السلطان محمّد و ساروا الى سيف الدولة صدقة فحالفهم أيضا على ذلك و عادوا » . محصل عبارت آنكه : خطبه در رى بنام سلطان بركيارق مىخواندند چون سلطان محمّد از اصفهان بيرون رفت به شرحى كه در پيش گفتيم و ينال بن انوشتكين حسامى با او بود در اثناى راه از او اجازه گرفت تا برى برود و خطبه را در آن شهر بنام وى بكند سلطان محمّد وى را اجازه داد پس او و برادرش علىّ بن نوشتكين به طرف رى رهسپار شدند و در ماه صفر 496 برى رسيدند كسانى كه از نايبان و گماشتكان سلطان بركيارق در رى بودند فرمان ينال را بردند و خطبه را در رى بنام سلطان محمّد خواندند . چون ينال بر شهر مسلّط شد آغاز بظلم و ستم كرد و اهالى شهر را به دويست هزار دينار مصادره نمود و تا نيمهء ماه ربيع الأوّل بر اجحاف و بيدادگرى خود ادامه مىداد تا آنكه امير برسق بن برسق از جانب سلطان بركيارق براى دفع شرّ او برى روىآور شد و جنگ در ميان اين دو امير روى داد ينال و برادرش على منهزم شده و روى بفرار نهادند امّا علىّ بن نوشتكين پس بولايت خود قزوين برگشت و امّا ينال بن نوشتكين راه جبال را پيش گرفت و بسيارى از ياران و سپاهيان او در اثناى راه و ميان كوهها و درّه‌ها و بيراهه‌ها تلف شد و كشته گرديد و رشتهء اجتماع قشون او گسيخته شد و بطورى پراكنده شدند كه هنگامى كه ببغداد رسيدند بيشتر از هفتصد نفر با او نبودند خليفهء عبّاسى مقدم او را گرامى داشت پس او و ايلغازى و سقمان پسران ارتق در مشهد أبو حنيفه اجتماع نموده و با هم هم‌قسم شدند و سوگند ياد كردند كه نسبت بسلطان محمّد بن ملكشاه وفادارى كنند و راه نصيحت و خيرخواهى و هوادارى او را